برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
یادم به زمانی افتاد که توی سرم انگلیسی و با صدا و لهجهی شایلن وودلی حرف میزدم.
اتفاقا حالم خوب شد از یادآوریش.
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
کاش یه نفر بود که حتی اسمم روهم نمیدونست. یه غریبه صد درصدی که تا قطره آخر حرفامو بهش میزدم.
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
میدونی چیه؟
دارم میفهمم من با ارتباط برقرار کردن مشکلی ندارم. با آدما مشکلی ندارم. دوست دارم باهاشون حرف بزنم. از اون آدم اون طرف خط خوشم میاد. از این طرف خط خوشم نمیاد. خوشم نمیاد اینی که این طرف خطه به اون آدما دسترسی داشته باشه، باهاشون دوست شه.
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
خیلی خوب گفتی. اصلا شاید برا گفته شدن نیستن اون حرفا.
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
دیشب توی خواب، یه فوتبال میدیدیم که دقایق اخر بازیکنی که گل زد خوشحالی کرد و دوید کنار زمین و یهو زد تو گوش یه زن که کنار زمین واستاده بود.
یهو همه هجوم بردن سمتش و یه تعداد زن پلاکارد در دست همونجا اعتراض کردن. و من تو خونه داد زدم.
خونه خودمون نبودیم.
سُها واضحا توی خوابم بود و الان با ویبره پیام اش از خواب بیدار شدم.
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00
برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00


برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 21:00